سلام
خوبین؟؟
راستش امروز یکم حالم گرفته پس هیچی نگم بهتره!!
آخه یه اتفاقایی افتاد که نگم خیلی بهتره...بدون این که حرف خاصی بزنم می رم سراغ آپ امروز
اول این شعر و بخونین به نظرم خیلی قشنگه!!! نه؟؟
آرزویم این است
نرود اشک در چشم تو هرگز، مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی
عاشق آن که تو را می خواهد
و به لبخند تو از خویش رها می گردد
و تو را دوست بدارد به همان اندازه
که دلت می خواهد
اصلا" قرار نبود امروز آپ کنم چون حالم اصلا" خوب نیست ولی خب چون میترا جان خیلی گفت منم زودتر چیزی که خواست و براش میزارم.
به درخواست میترا جان می خوام بیوگرافی لیندا کیانی در نقش معصومه در سریال روز حسرت و براتون بذارم.
البته بیوگرافی نیست یه مصاحبه ست راستش هرچی گشتم بیوگرافیشو پیدا نکردم بازم می گردم اگه پیدا شد حتما" برات می ذارم میترا جان!
اگرچه فوقلیسانس فلسفه است اما عشق به بازیگری او را به سمت این حرفه کشانده است.
لیندا کیانی که در کلاسهای بازیگری شریفینیا آموزش دیده بود خیلی زود استعداد خودش را در بازیگری نشان داد. آنقدر که شریفینیا که مسوولیت انتخاب بازیگران مجموعه تلویزیونی «ساعت شنی» را برعهده داشت برای نقش «مهتاب» او را بسیار مناسب تشخیص داد.
حتی چهره مهربان و نگاه مظلوم او هم نتوانست شریفینیا را متقاعد کند که انتخاب او برای نقش دختری گستاخ و پر شر و شور نمیتواند مناسب باشد. کیانی امروز اولین تجربهاش در کار بازیگری را حضوری موفق میبیند و خوشحال است برای اولین بار در مجموعهای پرمخاطب دیده شده است. اگرچه به گفته خودش از سر کمتجربگی بسیار باعث زحمت کارگردان و حتی بازیگران حرفهای این مجموعه تلویزیونی شده است.لیندا کیانی از اولین تجربهاش در بازیگری و بازی در نقش «مهتاب» حرفهای بسیاری برایمان دارد. با هم میخوانیم.
▪ از چه زمانی وارد عرصه بازیگری شدید؟
ـ مجموعه تلویزیونی «ساعت شنی» اولین تجربه تصویری من بود تا قبل از این مجموعه در هیچ یک از عرصههای بازیگری اعم از سینما، تئاتر و تلویزیون فعال نبودم.
▪ زمان ورود به این حرفه چه شناختی از دنیای بازیگری داشتید؟
ـ قطعا شناخت کاملی نداشتم، شاید تنها علت ورودم به این حرفه، عشق و علاقهای بود که به هنر بازیگری داشتم.
▪ از چه زمانی در جریان ساخت و بازی در این مجموعه قرار گرفتید؟
ـ من بهطور تجربی دورههای بازیگری را در کلاسهای آقای شریفینیا گذراندهام. در همین دورهها بود که ایشان من را برای این مجموعه و بازی در نقش «مهتاب» انتخاب کردند. اتفاقا زمانی که به گروه ملحق شدم یک ماه از شروع کار میگذشت.
▪ برای شناختن «مهتاب» در قدم اول نقش را خواندید یا کل فیلمنامه را؟
ـ راستش چون دیر به جمع بازیگران مجموعه پیوستم ابتدا تصمیم گرفتم تنها نقش «مهتاب» را بخوانم بعد از اینکه از کم و کیف نقشم مطلع شدم با فرصت بیشتر مشغول مطالعه فیلمنامه شدم. کامل آن را خواندم تا در جریان ماجرای تمامی شخصیتهای داستان قرار بگیرم.
▪ با مطالعه زیر و بم نقش «مهتاب» در وهله اول چه تصوری از این کاراکتر در ذهنتان نقش بست؟
ـ نوعی لجبازی و حماقت. کارهایی که در طول داستان سریال از مهتاب سر میزد از روی بدذاتی او نبود، تنها علت آن حماقت و بچهبازیهایی بود که در شخصیت و روحیات او وجود داشت و شاید ناخواسته و عجولانه او را به عکسالعملهایی غیرمنطقی وامیداشت.
▪ تا قبل از اینکه این نقش را بازی کنید تا چه حد با روحیات و ویژگیهای شخصیتی جوانهایی مثل «مهتاب» آشنا بودید؟
ـ باید بگویم هیچ.
▪ پس برای رسیدن به نقش مهتاب از معیار و الگوهایی ملموس نتوانستهاید استفاده کنید؟
ـ به هر حال در جامعه ما از اینگونه افراد کم نیستند و در همه جا میتوانیم این جوانها را ببینیم. در واقع معضلی که مهتاب با آن دست به گریبان بود در جامعه ما یک موضوع پنهانی محسوب نمیشود. میخواهم بگویم برای بازی در نقشی مثل مهتاب احتیاجی نیست که حتما با این افراد از نزدیک برخوردی داشته باشیم و با آنها هم صحبت شده باشیم.
▪ زمانی که فیلمنامه را میخواندید طبیعتا تصویری از شخصیت مهتاب در ذهنتان شکل گرفته است که بعد از آن سعی کردهاید منطبق با آن پیش بروید، بعد از پخش سریال و تماشای نوع بازی که ارائه داده بودید چقدر آن را به تصویر ذهنی خودتان نزدیک دیدید؟
ـ نمیتوانم بگویم کاملا همان تصوراتم را بازی کردم. چون شخصیت مهتاب در فیلمنامه بسیار خشنتر از آن چیزی بود که من آن را بازی کردم. در طول کار و صحبتهایی که با آقای بهرامیان داشتیم به این نتیجه رسیدیم که باید کمی از غلظت خشونت مهتاب کم شود.
▪ اگر چه این خشونت تعدیل شد ولی همچنان تضادی بین چهره مظلوم و رفتار خشن مهتاب وجود داشت. این تضاد چقدر برای شما و کارگردان مهم بود؟
ـ دقیقا درست میگویید. یادم هست روز اولی که من را به آقای بهرامیان معرفی کردند و ایشان من را دیدند اولین چیزی که گفتند این بود که چهره شما بسیار مظلوم است در حالی که کاراکتر مهتاب شرور و ستیزهجو است. آقای بهرامیان میگفتند خودت باید در طول کار بتوانی آن خشونت را دربیاوری.
▪ از ایدههای خودتان هم در کار استفاده کردید یا در تمام مراحل صرفا متکی به راهنماییهای آقای بهرامیان (کارگردان) بودید؟
ـ ببینید گروهی که من با آنها کار میکردم اعم از عوامل تولید و گروه بازیگران بسیار حرفهای بودند آنقدر که من در بین آنها کاملا آماتور به حساب میآمدم. روال کار به این شکل بود که در کنار آن چیزهایی که خودم به نقش اضافه میکردم آقای بهرامیان نیز بسیار به من کمک میکردند و به جرات میتوانم بگویم در طول کار ایشان را بسیار اذیت کردم.
▪ صحنهای بود که خودتان از دست مهتاب حرص بخورید و عصبانی شوید؟
ـ بله، صحنههایی که مهتاب با روشنک در بحث و جنگ و جدل بود. با خودم میگفتم این دختر چقدر باید پررو و قدرنشناس باشد (میخندد).
▪ اشاره کردید به روشنک. از ابتدای مجموعه میدیدم که مهتاب دائما با روشنک سر جنگ دارد، اما در انتهای مجموعه خیلی به او نزدیک می شود و به نوعی با هم کنار میآیند، دلیل این تغییر رویه مهتاب چه بود؟
ـ مهتاب زمانی که برای بار دوم به بهزیستی میرود این روشنک است که دنبالش میرود و او را به خانه برمیگرداند و دلیل تغییر رفتار مهتاب همین بود. به اصطلاح میشود گفت که بعد از آن ماجرا،مهتاب سرش به سنگ خورد و از حرکات و رفتارش پشیمان میشود.
▪ اما با تمام این شرارتها در مقابل مینا رازی کم میآورد،چرا؟
ـ در ابتدا هم گفتم مهتاب ذاتا دختر بدی نیست،تمام کارهایش ناشی از حماقت و بچهبازیهایی است که حتی برای سن او مناسب نیست. کارهایی که شاید از دختربچههای ۱۳، ۱۴ ساله سر میزند. در حالی که این یک دختر ۱۹ ساله است.
به همین دلیل تاقبل از آشناییاش با مینا رازی پیش خودش فکر میکند تنها خودش به قول معروف قلدر است و میتواند به همه زور بگوید اما بعد از آشناییاش با مینا میبیند که نه اینطوری هم نیست بالاخره یکی از خودش قلدرتر و زورگوتر هم پیدا میشود به همین دلیل است که به نوعی کم میآورد و مجبور میشود قدری کوتاه بیاید.
▪ کدام بعد از شخصیت مهتاب را از ویژگیهای شخصیتی خودتان وام گرفتید؟
ـ به هر حال جاهایی از شخصیت مهتاب به شخصیت خودم برمیگردد. چون به هر حال این من بودم که مهتاب را بازی کردم و در واقع تصویری از او ساختم. تمام تکیهکلامها، حرکات و... مال من بود. به همین علت بجز آن شرارتها، باید گفت بعدهای شخصیتی دیگر مهتاب به خودم نزدیک است. البته من بسیار مظلومتر از مهتاب هستم.
▪ این مجموعه در زمان پخش در کانون توجهات قرار گرفت و هر روز نقدهای بسیار زیادی از آن در مطبوعات به چاپ میرسید. از اینکه در چنین مجموعه پر سر و صدایی حضور داشتید چه احساسی دارید؟
ـ (قدری تامل میکند) مطمئن باشید که هیچوقت پشیمان نخواهم بود. واقعا خوشحال هستم از اینکه اولین تجربهام در کار بازیگری برای خودم و مردم اثری ماندگار شد.
▪ نقدها را چطور دیدی؟
ـ به نظر من «ساعت شنی» یکی از بهترین مجموعههایی بود که تاکنون از تلویزیون پخش شده است. هم از نظر موضوع و هم از نظر بازیگرانی که دور هم جمع شده بودند و این مجموعه را به سرانجام رساندند، اثری شاخص محسوب میشود.
▪ طی مدتی که سریال روی آنتن بود از بازی خودتان هم نقدی خواندید؟
ـ متاسفانه نه. چون در طول این مدت اغلب به شدت درگیر امتحاناتم بودم. به همین خاطر اصلا فرصت نکردم که چیزی بخوانم.
▪ وقتی سریال را دیدی احساس کردی پلان یا نمایی از بازیات حذف شده باشد؟
ـ بله.
▪ مشخصا برایمان توضیح میدهید؟
ـ در پلانی که میدیدیم مهتاب و برادرش در نمایشگاه مینا رازی دعوا میکنند مهتاب کتک سختی از برادرش میخورد. در ادامه مینا برای دفاع از مهتاب برادر او را میزند و بعد مهتاب فرار میکند و... این موارد از حذفیات سریال بود. البته یک پلانی که در قسمت آخر سریال جایش خالی بود و حذف شده بود صحنه از دنیا رفتن ملوک بود که...
▪ به کدام یک از این صحنههای حذفشده دلبستگی بیشتری داشتید؟
ـ صحنه مرگ ملوک.
▪ اگر به عقب برگردیم و امروز قرار باشد در این مجموعه بازی کنید باز هم حاضرید نقش مهتاب را بازی کنید یا اینکه نقش دیگری را در این مجموعه انتخاب میکنید؟
ـ مطمئنا باز هم نقش مهتاب را انتخاب خواهم کرد چون واقعا دوستش داشتم.
▪ بازی در کنار بازیگران حرفهای برایتان چگونه بود؟
ـ بسیار خوب و لذتبخش بود. خیلی شنیده بودم که بازی در کنار بازیگران معروف و پیشکسوت سخت است،اما وقتی خودم در این موقعیت قرار گرفتم اصلا سختی حس نکردم. بیشتر برایم درس بود. مثلا خیلی وقتها در بعضی صحنهها که دچار استرس میشدم یا دیالوگی یادم میرفت خانم تیموریان با آرامش خاصی با من تمرین میکردند و سعی میکردند که من به کارم مسلط شوم همینطور خانم مقانلو که بسیار به من کمک کردند و من از این افراد توانستم یاد بگیرم که بزرگی تنها به معروفیت نیست. من تکتک این افراد را در طول کار اذیت کردم و آنها با صبوری من را تحمل کردند.
▪ ظاهرا برای ادامه این مسیر خیلی راغب هستید؟
ـ بله، بسیار زیاد.
▪ در ادامه از لحظاتی برایمان بگویید که احساس کردهاید که اوج بازیتان است؟
ـ به نظر من اوجی وجود نداشت. تنها در مواقعی که آقای بهرامیان را کمتر اذیت میکردم و صحنهای را بدون کمترین مشکل ضبط میکردیم برایم لحظه اوج بود. چون این موضوع برایم بسیار اهمیت داشت.
▪ بازخورد مردم در این مدت چگونه بود؟
ـ خیلی خوب. برایم باورکردنی نبود.
▪ اولین تجربه تصویریتان رابا سریالی پرمخاطب و قابل توجه شروع کردید، چقدر در پی این هستید که این موقعیت را در انتخابهای بعدیتان هم حفظ کنید؟
ـ صددرصد. قبل از اینکه به این کار دعوت شوم فقط برایم مهم بود بازی کنم و برایم فرقی نمیکرد که کار خوبی است یا بد و اینکه به چه نتیجهای میرسد اما بعد از این مجموعه طی این مدت پیشنهادهای زیادی داشتم. ناخودآگاه تمام نقشهای پیشنهادی را با مجموعه «ساعت شنی» و شخصیت مهتاب مقایسه میکنم و همیشه به خودم میگویم نکند نقشی را که قبول میکنم به موفقیت قبلیام لطمه بزند؟
▪ میخواهید بگویید دچار وسواس شدهاید و ترجیح میدهید گزیده کار کنید؟
ـ بله، سعی میکنم این اتفاق بیفتد.
▪ دغدغه بعدی لیندا کیانی بعد از بازیگری چیست؟
ـ درسم. تنها دغدغه زندگیام درسم است. در حال حاضر هم باید خودم را برای کنکور دکترا آماده کنم. دغدغه بازیگری برایم در مرحله بعدی زندگی قرار دارد.
یه چیزی همین الان دیدم شاخ و دم ... همه چی با هم در آوردم
خیلی خفنه اگه بگم که نصفه شبی کاردستمون میدی!!حوصله آمبولانس و این چیزا رو ندارمااا!!!!
خودتو کنترل کن به این جاها نکشه آفرین دختر گلم ...آفرین پسر گلم!!(جک گفتمااا آخه مگه پسر گلم هست
)
خب بریم سراغ خبر خفنی که می خوام بدم البته خودم هنوز به درست بودنش شک دارم ولی فکر کنم راسته
گلشیفته فراهانی(اگه نمیشناسیش همین الان پاشو بساتتو جمع کن برو
)
داشتم می گفتم....گلشیفته فراهانی با ...با ... با....
با...
بابا نه با
با به معنی به همراه
دی کاپریو در یک فیلم بازی کردن!!!!!!!!!!!!!!!!
چی شد؟؟؟مردی؟؟؟؟خدا بیامرزدت.میگن ماه رمضان در جهنم بسته برو بهشت حالشو ببر
خب داشتم می گفتم.آخه وسط حرف من آدم میمیره آخه اضراعیل(هوووووووی به خودت فحش بده خوشم اومد اشتباه بنویسم
) می ذاشتی خبر و کامل می شنید بعد می کشتیش
حالا بگذریم.خلاصه گلشیفته خانوم با دیکاپریو خان هم بازی شدن
حالا کی باور کنه دیگه...
من؟؟؟من باور نکردم؟؟من غلط بکنم.بر منکرش لعنت
خب حالا بریم تیزر این فیلم رو ببینیم و پوستراشو
فیلم: Body Of Lies

دانلود تیزر فیلم(11 mb)
دانلود تیزر فیلم(6 mb)
دانلود تیزر فیلم(3 mb)
دانلود تیزر فیلم با فرمت 3GP (برای موبایل)
فرقشون تو کیفیتشونه یعنی اینقدر خنگ و شووووووتی؟؟؟برات متاسفم
دانلود پوستر ها در یک فایل زیپ


پ.ن:عنوان وبلاگ و اگه نگرفته باشی دیگه باید خیلی.....باشی
حالا اشکال نداره ولی دفعه آخرت باشه.از همونجایی که میدونید ۲ حرفه اول اسمه گلشیفته خانوم گ و ل هست خب دیگه بگیر حوصله توضیح ندارم خوابم میاد بچه.
یه چیزه دیگه الان تو سایت های خارجی گشتم
راسته بابا باور کنین
فعلا"
یه چیزه دیگه
اینجور که معلومه قراره ۱۰ اکتبر بیاد رو پرده سینما.البته محتمل
بابای

سلام!
خوبین؟!
چطورین؟؟؟
من خیلی خوبم
راستی به یه بازی دعوت شدم از طرف هانا جووووون
ازش ممنونم که منو دعوت کرده
۵ نفری که به این بازی دعوت می کنم
1.چو جووووون
2.خاطره
3.عروسک خدا
4.مبهم
5.مینا
حالا 5 تا آرزوی فانتزی:
1.همیشه توی همین سنی که هستم بمونم
2.یه کامیون پر از لواشک
3.بدون درس خوندم همه چیزو بلد باشم
4.نفر اول توی مسابقه رالی
5.تیکه تیکه کردن(منظورم تیکه تیکه کردن آدم نیست کلا تیکه تیکه کردن رو دوست دارم
)
حالا 5 تا آرزوی کلاسیک
1.ماشین روندن(خیلی دوست دارم ولی از الان که بهم گواهی نامه نمیدن)
2.بودن کنار دوستام
۳.خوابیدن
۴.مشهور شدن البته با محبوبیت

۵.دیگه نمیدونم
عکس های نیوشا ضغیمی رو واستون گذاشتم
نیوشا ضغیمی در فیلم جدید حس پنهان


===============================================


===============================================
نیوشا ضغیمی در فیلم تلافی(من این فیلم رو دیدم
)



==============================================
نیوشا ضغیمی در فیلم توفیق اجباری(این یکی رو هم دیدم
)
بابای
النـــاز شــاکـــردوســـــت

بیوگرافی:
متولد 1363
مدرک تحصیلی: دانشجوی تئاتر از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران
با بازی در فیلم « گل یخ » ساخته کیومرث پوراحمد به سینما آمد و ظرف کمتر از یک سال در پنج فیلم سینمایی نقش آفرینی کرد. تفاوت بازی او در دو فیلم « گل یخ » و « مجردها » نشان از توانایی های او دارد.
شاکردوست در « بی وفا » اولین ساخته منتقد قدیمی سینما - اصغر نعیمی - بهترین بازی کارنامه سینمایی اش را به نمایش گذاشت.
......................................................
مجموعه آثار:
- گل یخ (کیومرث پوراحمد - 1383)
- مجردها (اصغر هاشمی - 1383)
- عروس فراری (بهرام کاظمی - 1383)
- چند می گیری گریه کنی؟ (شاهد احمدلو - 1384)
- قتل آن لاین (مسعود آب پرور - 1384)
- چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور - 1384)
- بی وفا (اصغر نعیمی - 1385)
- قاعده بازی (احمدرضا معتمدی - 1385)
- کارناوال مرگ (رضا اعظمیان - 1385)
......................................................
جشنواره ها و جوایز:
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از نهمین دوره جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « مجردها » - 1384
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از دهمین دوره جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « چه کسی امیر را کشت؟ » - 1385
ادامه مطلب
لیلا حاتمی

بیوگرافی لیلا حاتمی:
لیلا حاتمی متولد مهر ماه سال ۱۳۵۱ در تهران . فرزند زهرا و علی حاتمی که هر دو از هنرمندان سینمای ایران هستند که مادرش ( زری خوشکام )
بازیگر و دارای مدرک تحصیلی دیپلم . و پدرش مرحوم عباس علی حاتمی
فارغ التحصیل کارگردانی سینما در سال ۱۳۲۳متولد شد و در سال ۱۳۷۵ به رحمت ایزدی پیوست که در سمتهای تهیه . تولید . صحنه و لباس . فیلمنامه و کارگردانی در سینما فعالیت داشته ......
و همسرش علی مصفا بازیگر و کارگردان است
لیلا حاتمی پس از دیپلم، دو سال مهندسی برق را در دانشگاه پلی تکنیک سوییس و دو سال ادبیات مدرن فرانسه را در همین کشور گذراند.
او نخستین بار با بازی در نقش کودکی کمال الملک بازی در سینما را تجربه کرد.
او برای بازی در فیلم لیلا از پانزدهمین جشنواره فیلم فجر دیپلم افتخار گرفت و برای بازی در فیلم آب و آتش از پنجمین دوره جشن خانه سینما برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن شد.
ادامه مطلب


بیوگرافی گلشیفته فراهانی:
نام اصلي:رهاورد فراهانی
تاريخ تولد: 1362
محل تولد:تهران
مدرك تحصيلي:فارغ التحصیل هنرستان موسیقی
دختر بهزاد فراهانی و فهیمه رحیم نیا
خواهر شقایق فراهانی
- تنها خوش شانسی بزرگ او بازی در فیلم درخت گلابی - یکی از بهترین فیلم های مهرجویی - است.
- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر از بخش بین الملل شانزدهمین جشنواره فیلم فجر.
- بهترین بازیگر جشنواره بیست و دوم فیلم فجر برای بازیهای خیره کننده اش در دو فیلم « بوتیک » و « اشک سرما » به انتخاب نویسندگان و منتقدان
- برنده تندیس زرین هشتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « اشک سرما »
گلشیفته فراهانی در ۱۹ تیر ۱۳۶۲ در تهران متولد شد. وی فرزند «بهزاد فراهانی» و «فهیمه رحیم نیا»، خواهر «شقایق فراهانی»، بازیگران سینما و تلویزیون میباشد. او دانشجوی رشته موسیقی از دانشگاه جامع علمی کاربردی است. همچنین بازی در سینما را از سال ۱۳۷۶ با فیلم «درخت گلابی» به کارگردانی «داریوش مهرجویی» آغاز کرد.
در فیلمهای «درخت گلابی»، «زمانه»، «بوتیک»، «اشک سرما»، «به نام پدر»، «میم مثل مادر»، «گیس بریده» و «سنتوری» به ایفای نقش پرداخته که با درخت گلابی بهترین بازیگر نقش اول جشنواره ۷۶ شد و برای بوتیک و اشک سرما سومین بازیگر جشنواره ۸۲ بهترین بازیگر هشتمین دوره جشن خانه سینما و بهترین بازیگر زن جشنواره بزرگ سه قاره (نانت فرانسه) رابدست آورد.
فیلم «میم مثل مادر» با هنرمندی وی از استقبال فراوان تماشاگران و منتقدان برخوردار گشت. در این فیلم وی نقش مادری شیمیایی شده در جنگ ایران و عراق و صاحب فرزندی که دچار مشکلات تنفسی است را ایفا میکند.
بازیگر
*
ارابه مرگ (۱۳۸۵)
*
سنتوری (۱۳۸۵)
*
گیس بریده (۱۳۸۵)
*
میم مثل مادر (۱۳۸۵)
*
یک ذره امید (۱۳۸۵)
*
به نام پدر (۱۳۸۵)
*
ماهیها عاشق میشوند (۱۳۸۳)
*
اشک سرما (۱۳۸۲)
*
بابا عزیز (۱۳۸۲)
*
بوتیک (۱۳۸۲)
*
جایی دیگر (۱۳۸۱)
*
دو فرشته (۱۳۸۱)
*
زمانه (۱۳۸۰)
*
هفت پرده (۱۳۷۹)
*
درخت گلابی (۱۳۷۶)
ادامه مطلب
نام اصلي: آناهیتا
نام خانوادگي اصلي: همتی
سمت (در بخش هاي): بازیگران،
......................................
تاريخ تولد: 1352
محل تولد: تهران
مليت: ایران
......................................
مدرك تحصيلي: دیپلم
بيوگرافي
در سال 1372 با نمایش تنبورنوازان (هادی مرزبان) بازی در تئاتر را آغاز کرد و در سال 1374 با بازی در مجموعه تلویزیونی دبیرستان خضراء (اکبر خواجویی) شناخته شد. او تا به امروز در مجموعه های بسیاری بازی کرده است.
آناهیتا همتی بازی در سینما را در سال 1375 و با فیلم به نمایش درنیامده افسانه پوپک طلایی (خسرو شجاعی) آغاز کرد و اولین فیلمی که از او بر پرده سینماها به نمایش درآمد در سال 1378 و با نام عشق کافی نیست (مهدی صباغزاده) بود.
آناهیتا همتی هیچگاه ندرخشید. هیچگاه آنطور که باید دیده نشد، اما حضور فعالش در تلویزیون و بازیهای روان و راحت او باعث شده تا همچنان پرکارترین بازیگر تلویزیونی باشد.
شاید بهترین و ماندگارترین حضورش در تلویویون مربوط به بازی مجموعه تلویزیونی کلانتر (محسن شامحمدی) و بخصوص خانه به دوش (رضا عطاران) باشد.