تبليغاتX
جیغ نزن! این سوسک از اون سوسکا نیست

موزیک و خبر های روز

خوبین؟؟

نمی خواین بهم تبریک بگین...زشته زشته...

خجالت داره ... من الان ۴:۱۰ از به دنیا اومدنم میگذره...

دست بزنین ۴ ساعتمه....الان دارم ونگ می زنم...نق می زنم...

خب بزارین مصاحبه ای  رو که موقع  ۴ ساعتگیم با من انجام دادن رو بزارم:

خبرنگار:چه احساسی داری که ۴ ساعته به دنیا اومدی؟

سوسکی:احساس خاصی ندارم!

خبرنگار:دوست داری در آینده چی کاره بشی؟

سوسکی:مهندس امضاء(در زمان کودکی دوست داشتم این شغل رو داشته باشم)

خبرنگار:مهندس امضا چه شغلیه؟؟

سوسکی:کسی که همش امضا می کنه!

خبرنگار:چه بچه ی خلاقی!!

سوسکی:تازه فهمیدی؟؟

خبرنگار:شما که ۴ ساعته به دنیا اومدید پس کی باید می فهمیدم؟؟

سوسکی:این بر می گرده به عقل نداشته ات! تو باید از اسم من می فهمیدی من اگه خلاق نبودم این اسم رو برام نمی ذاشتن(سوسکی)

خبرنگار:اُه راست میگی!

سوسکی:مگه شک داری؟

خبرنگار:خیر

سوسکی:چند سالته؟

خبرنگار:حدود ۲۰ سال!

سوسکی:اسمت چیه؟؟

خبرنگار:فرهاد

سوسکی:گفتم چرا اینقدر منگلی چون هم اسم فرهاد مجیدی(بازیکن تیم ا س ت ق ل ا ل) هستی!

خبرنگار:نظر لطفتونه!

سوسکی:خب حالا چرت و پرت نگو! خواهر و برادر داری؟

خبرنگار:بله

سوسکی:اسم اونا چیه؟؟

خبرنگار: ۲ تا برادر دارم یکی امیر و دیگری سیاوش

سوسکی:برو گم شو حالم بهم خورد. اه هرچی اسم ا س ت ق ل ا ل ی اینا دارن!

امیر(امیر قلعه نویی)  سیاوش(سیاوش اکبر پور)

خبرنگار گم می شود....

نکته این مصاحبه : جا به جایی خبرنگار با سوسکی!!!!!!

اول خبرنگار از سوسکی سوال می پرسید ولی در آخر سوسکی از خبرنگار!!!

این باز نشان دهنده هوش بالای سوسکی!!!

پس نتیجه میگیریم اگر سوسکی به دنیا نمی آمد جهان از یک دانشمند باهوش محروم می شد!!!

و در خنگی شماها وا می موند.... 

پ.ن:۱:در اون زمان که من ۴ ساعتم بود این مصاحبه انجام شد و اسم  این بازیکنان هم به دلیل اینکه اون موقع می دونستم همچین کسانی در آینده بازی می کنند به همین دلیل اسمشان را می دانستم(خلاق و باهوش)

پ.ن:۲:هم اکنون این خبرنگار به دیار باقی کوچ کرده ...فکر کنم بس که من حالشو گرفتم دق کرد مرد.

خب بریم سراغ جشن تولدم:

اول از همه مهمانان رو خدمتتون معرفی می کنم:

حالا دوستام رو بغل کنم:

حالا بریم سراغ موزیک:

حالا رقص:

بریم سراغ کیک:

کادوها:

و در آخر:

 

چیه؟؟منتظر شامی؟؟نخیر خبری از شام نیست..

برو خونتون جشن امروز تموم شد...

تولدم مبارک...!!!!

+تاریخ یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 4:10 PM نویسنده سوسکی |

سلام!!!

آره حالم خوب شده....امروز هم رفتم مدر۳  ولی....

الان نمی دونم خوشحال باشم یا ناراحت....

خوشحال به خاطر عنوان:دانلود آهنگ جدید تتلو ، 2afm و طعمه به نام رفتی اما...

و ناراحت به خاطر تیم عزیزم پرسپولیس که در مقابل ابومسلم  ۴  ۳  باخت....

آخه امروز با این که حقشون نبود ولی باختن....نمی دونم چرا؟؟!!؟؟!!

قطبی گناه داره...این همه حمله کردن ...موقعیت هاشون هم خیلی بیشتر بود اما...

روز ، روز پرسپولیسی ها نبود....

به دوستای پرسپولیسی گلم تسلیت می گم ولی....

من می دونم که بازی های بعدی رو حتما" می بریم...

و روی تمامی ا س ت ق ل ا ل ی ها رو کم می کنیم...

بریم سراغ آهنگ:

آهنگ جدید بسیار زیبا و بمب توپ از امیر تتلو و آرمین 2afm و طعمه به نام رفتی اما ....مثل غیر مستقیم ..ملودی این کار رو امیر زده و تنظیم این کار هم نادر که کارهایی مثل حال گیری و غیر مستقیم و دلبر و خیلی کار های شاخ دیگه رو تنظیم کرده

                        دانلود با کیفیت 192

                       دانلود با کیفیت 128

               دانلود با کیفیت 128(4shared)

 

خیلی آهنگ تووووووووووووووپی حتما" دانلود کنین من که کف کردم...

 

شکلک های منتخب این پست:

   (کلا" امروز در قلوچ بودن به سر می بریییییییییم)  

آخی  (خیلی این شکلک ناراحت کننده ست)    

 

بسه دیگه...

بابای

+تاریخ چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 11:0 PM نویسنده سوسکی |

سلام!!

خوبین؟؟

زیاد حرف نزن الان با جفت پا میام تو صورتتا!!!

من حالم خوب نیست!!! یعنی مریض شدم!!! سرما خوردم بدجور!!!

امروز هم نرفتم مدرسه...دارم تلف میشم..

حوصله زیاد حرف زدن و ندارم...

دیدم علافم گفتم یه آپی کرده باشم...

و بار دیگر افتخاری واسه رپ فارسی مصاحبه زنده(Live) از حسین تهی با اولین رادیو رسمی امارات(Dubai Eye) در برنامه Persian Wave. مصاحبه گر هم رضا نادری خبر نگار قوی و خانوم رکسانا بازیگر فیلمهای قدیمی فارسی بودن. حسین بصورت زنده با طرفدارانش که تو دبی هستن صحبت کرد و جالب اینجا بود که هرکی ازش شعر میخواست همون موقع سریع واسش تکست میگفت و آخرشم یه پیام واسه جوانان ایرانی هموطنش و کسایی که به سمت مواد مخدر و اعتیاد میرن میده که منظورش به ساخت برنامه شوک هست که آتو دست این برنامه های دروغین داده نشه.(جالبی این عکس حسین تهی اینجاست که در آیینه گرفته شده)

      

                     دانلود با سرعت بالا

                   دانلود با سرعت پایین

             دانلود با سرعت بالا (4shared)

            دانلود با سرعت پایین(4shared)

 

بابای

+تاریخ سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 2:15 PM نویسنده سوسکی |

س....ل...ا....م

 خووووبین؟؟؟

 من که خیلی حالم بد...بد نه...یعنی خسته ام....الان کاملا" به صورت جنازه هستم...

و اگه می بینین من دارم آپ می کنم به دلیل هوس بسیار بسیار بسیار زیاد می بوده...

آخه نمیدونین که دیروز چه خبر بود...

دیروز ساعت ۲:۴۵ رسیدم خونه....۳:۳۰ رفتم ۴ کلاس زبانم شروع شد  تا ۵:۴۵ !!!

بعد از اون ور رفتم یه سری چیز خریدم بعد باز از اون ور یه سر رفتم یه کلاس دیگه!!!

ساعت ۷:۳۰ شرویید تا ۹ بعد ۹:۳۰ رسیدم خونه....بعد شام خوردم ...بعدشم که روز حسرت داشت!!!

ساعت ۱۱ رفتم پای درسام ...حالا اگه گفتین فرداش یعنی امروز چی داشتیم؟؟

عربی ، ادبیات ، زبان انگلیسی ، زیست

آخه به این میگن برنامه!!!

خلاصه باید همه رو می خوندم!!!

عربی خوندم...ادبیات خوندم.زبان هم که کلا" خوندنی نیست

زیست هم نخوندم چون واقعا" دیگه چشمام باز نمی شد!!!

ساعت 2:30    3 هم خوابیدم!!!

صبح شد...ساعت 6:45 بیدار شدم!!!

7:15 رفتم!!!زنگ اول عربی امتحان گرفت(شانس آوردم خونده بودم!!!)

زنگ دوم ادبیات خوشبختانه خدا رو شکر به سلامتی...ازم نپرسید!! 

 دست بزنین...دست ...دست ....چون اگه ادبیات می پرسید گند می زدم!!!

 

زنگ بعدشم که زبان بود هیچی!!!

زنگ بعد هم که زیست داشتیم دو درش کردیم!!

ساعت ۲:۴۵ رسیدم خونه ساعت ۴:۳۰ باز رفتم کلاس!!!

نمی دونم چرا اینقدر برنامه کلاسام قاطی پاتی شد!!!

الان هم که خدمت شما هستم...

حالا بریم برای این که امروز فقط حرف نزده نباشم

 آهنگ جدید لهراسبی به نام نشانه رو واستون می زارم!!

 

                     دانلود آهنگ با کیفیت های  [128]  [64]

 

و در آخر چند شکلک که از آن ها خوشمان آمد...

                  

بسه دیگه...

از این به بعد شکلک های منتخب و آخر هر پست می زارم خودش یه تنوع ست.

خب دیگه برم درس های فردام و بخونم!!!

کاری باری؟؟؟؟

بابای

+تاریخ یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 7:19 PM نویسنده سوسکی |

سلام

خوبین؟؟

راستش امروز یکم حالم گرفته پس هیچی نگم بهتره!!

آخه یه اتفاقایی افتاد که نگم خیلی بهتره...بدون این که حرف خاصی بزنم می رم سراغ آپ امروز

اول این شعر و بخونین به نظرم خیلی قشنگه!!! نه؟؟

 

آرزویم این است

نرود اشک در چشم تو هرگز، مگر از شوق زیاد

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی

عاشق آن که تو را می خواهد

و به لبخند تو از خویش رها می گردد

و تو را دوست بدارد به همان اندازه

که دلت می خواهد

 

اصلا" قرار نبود امروز آپ کنم چون حالم اصلا" خوب نیست ولی خب چون میترا جان خیلی گفت منم زودتر چیزی که خواست و براش میزارم.

به درخواست میترا جان می خوام بیوگرافی لیندا کیانی در نقش معصومه در سریال روز حسرت و براتون بذارم.

البته بیوگرافی نیست یه مصاحبه ست راستش هرچی گشتم بیوگرافیشو پیدا نکردم بازم می گردم اگه پیدا شد حتما" برات می ذارم میترا جان!

 

اگرچه فوق‌لیسانس فلسفه است اما عشق به بازیگری او را به سمت این حرفه کشانده است.
لیندا کیانی که در کلاس‌های بازیگری شریفی‌نیا آموزش دیده بود خیلی زود استعداد خودش را در بازیگری نشان داد. آنقدر که شریفی‌نیا که مسوولیت انتخاب بازیگران مجموعه تلویزیونی «ساعت شنی» را برعهده داشت برای نقش «مهتاب» او را بسیار مناسب تشخیص داد.


حتی چهره مهربان و نگاه مظلوم او هم نتوانست شریفی‌نیا را متقاعد کند که انتخاب او برای نقش دختری گستاخ و پر شر و شور نمی‌تواند مناسب باشد. کیانی امروز اولین تجربه‌اش در کار بازیگری را حضوری موفق می‌بیند و خوشحال است برای اولین بار در مجموعه‌ای پرمخاطب دیده شده است. اگرچه به گفته خودش از سر کم‌تجربگی بسیار باعث زحمت کارگردان و حتی بازیگران حرفه‌ای این مجموعه تلویزیونی شده است.لیندا کیانی از اولین تجربه‌اش در بازیگری و بازی در نقش «مهتاب» حرف‌های بسیاری برایمان دارد. با هم می‌خوانیم.


▪ از چه زمانی وارد عرصه بازیگری شدید؟
ـ مجموعه تلویزیونی «ساعت شنی» اولین تجربه تصویری من بود تا قبل از این مجموعه در هیچ یک از عرصه‌های بازیگری اعم از سینما، تئاتر و تلویزیون فعال نبودم.
▪ زمان ورود به این حرفه چه شناختی از دنیای بازیگری داشتید؟
ـ قطعا شناخت کاملی نداشتم، شاید تنها علت ورودم به این حرفه، عشق و علاقه‌ای بود که به هنر بازیگری داشتم.
▪ از چه زمانی در جریان ساخت و بازی در این مجموعه قرار گرفتید؟
ـ من به‌طور تجربی دوره‌های بازیگری را در کلاس‌های آقای شریفی‌نیا گذرانده‌ام. در همین دوره‌ها بود که ایشان من را برای این مجموعه و بازی در نقش «مهتاب» انتخاب کردند. اتفاقا زمانی که به گروه ملحق شدم یک ماه از شروع کار می‌گذشت.
▪ برای شناختن «مهتاب» در قدم اول نقش را خواندید یا کل فیلمنامه‌ را؟
ـ راستش چون دیر به جمع بازیگران مجموعه پیوستم ابتدا تصمیم گرفتم تنها نقش «مهتاب» را بخوانم بعد از اینکه از کم و کیف نقشم مطلع شدم با فرصت بیشتر مشغول مطالعه فیلمنامه شدم. کامل آن را خواندم تا در جریان ماجرای تمامی شخصیت‌های داستان قرار بگیرم.
▪ با مطالعه زیر و بم نقش «مهتاب» در وهله اول چه تصوری از این کاراکتر در ذهن‌تان نقش بست؟
ـ نوعی لجبازی و حماقت. کارهایی که در طول داستان سریال از مهتاب سر می‌زد از روی بدذاتی او نبود، تنها علت آن حماقت و بچه‌بازی‌هایی بود که در شخصیت و روحیات او وجود داشت و شاید ناخواسته و عجولانه او را به عکس‌العمل‌هایی غیرمنطقی وامی‌داشت.
▪ تا قبل از اینکه این نقش را بازی کنید تا چه حد با روحیات و ویژگی‌های شخصیتی جوان‌هایی مثل «مهتاب» آشنا بودید؟
ـ باید بگویم هیچ.
▪ پس برای رسیدن به نقش مهتاب از معیار و الگوهایی ملموس نتوانسته‌اید استفاده کنید؟
ـ به هر حال در جامعه ما از این‌گونه افراد کم نیستند و در همه جا می‌توانیم این جوان‌ها را ببینیم. در واقع معضلی که مهتاب با آن دست به گریبان بود در جامعه ما یک موضوع پنهانی محسوب نمی‌شود. می‌خواهم بگویم برای بازی در نقشی مثل مهتاب احتیاجی نیست که حتما با این افراد از نزدیک برخوردی داشته باشیم و با آنها هم صحبت شده باشیم.
▪ زمانی که فیلمنامه را می‌خواندید طبیعتا تصویری از شخصیت مهتاب در ذهن‌تان شکل گرفته است که بعد از آن سعی کرده‌اید منطبق با آن پیش بروید، بعد از پخش سریال و تماشای نوع بازی که ارائه داده بودید چقدر آن را به تصویر ذهنی خودتان نزدیک دیدید؟
ـ نمی‌توانم بگویم کاملا همان تصوراتم را بازی کردم. چون شخصیت مهتاب در فیلمنامه بسیار خشن‌تر از آن چیزی بود که من آن را بازی کردم. در طول کار و صحبت‌هایی که با آقای بهرامیان داشتیم به این نتیجه رسیدیم که باید کمی از غلظت خشونت مهتاب کم شود.
▪ اگر چه این خشونت تعدیل شد ولی همچنان تضادی بین چهره مظلوم و رفتار خشن مهتاب وجود داشت. این تضاد چقدر برای شما و کارگردان مهم بود؟
ـ دقیقا درست می‌گویید. یادم هست روز اولی که من را به آقای بهرامیان معرفی کردند و ایشان من را دیدند اولین چیزی که گفتند این بود که چهره شما بسیار مظلوم است در حالی که کاراکتر مهتاب شرور و ستیزه‌جو است. آقای بهرامیان می‌گفتند خودت باید در طول کار بتوانی آن خشونت را دربیاوری.
▪ از ایده‌های خودتان هم در کار استفاده کردید یا در تمام مراحل صرفا متکی به راهنمایی‌های آقای بهرامیان (کارگردان) بودید؟
ـ ببینید گروهی که من با آنها کار می‌کردم اعم از عوامل تولید و گروه بازیگران بسیار حرفه‌ای بودند آنقدر که من در بین آنها کاملا آماتور به حساب می‌آمدم. روال کار به این شکل بود که در کنار آن چیزهایی که خودم به نقش اضافه می‌کردم آقای بهرامیان نیز بسیار به من کمک می‌کردند و به جرات می‌توانم بگویم در طول کار ایشان را بسیار اذیت کردم.
▪ صحنه‌ای بود که خودتان از دست مهتاب حرص بخورید و عصبانی شوید؟
ـ بله، صحنه‌هایی که مهتاب با روشنک در بحث و جنگ و جدل بود. با خودم می‌گفتم این دختر چقدر باید پررو و قدرنشناس باشد (می‌خندد).
▪ اشاره کردید به روشنک. از ابتدای مجموعه می‌دیدم که مهتاب دائما با روشنک سر جنگ دارد، اما در انتهای مجموعه خیلی به او نزدیک می ‌شود و به نوعی با هم کنار می‌آیند، ‌دلیل این تغییر رویه مهتاب چه بود؟
ـ مهتاب زمانی که برای بار دوم به بهزیستی می‌رود این روشنک است که دنبالش می‌رود و او را به خانه برمی‌گرداند و دلیل تغییر رفتار مهتاب همین بود. به اصطلاح می‌شود گفت که بعد از آن ماجرا،‌مهتاب سرش به سنگ خورد و از حرکات و رفتارش پشیمان می‌شود.
▪ اما با تمام این شرارت‌ها در مقابل مینا رازی کم می‌آورد،‌چرا؟
ـ در ابتدا هم گفتم مهتاب ذاتا دختر بدی نیست،‌تمام کارهایش ناشی از حماقت و بچه‌بازی‌هایی است که حتی برای سن او مناسب نیست. کارهایی که شاید از دختربچه‌های ۱۳، ۱۴ ساله سر می‌زند. در حالی که این یک دختر ۱۹ ساله‌ است.
به همین دلیل تاقبل از آشنایی‌اش با مینا رازی پیش خودش فکر می‌کند تنها خودش به قول معروف قلدر است و می‌تواند به همه زور بگوید اما بعد از آشنایی‌اش با مینا می‌بیند که نه این‌طوری هم نیست بالاخره یکی از خودش قلدرتر و زورگوتر هم پیدا می‌شود به همین دلیل است که به نوعی کم می‌آورد و مجبور می‌شود قدری کوتاه بیاید.
▪ کدام بعد از شخصیت مهتاب را از ویژگی‌های شخصیتی خودتان وام گرفتید؟
ـ به هر حال جاهایی از شخصیت مهتاب به شخصیت خودم برمی‌گردد. چون به هر حال این من بودم که مهتاب را بازی کردم و در واقع تصویری از او ساختم. تمام تکیه‌کلام‌ها،‌ حرکات و... مال من بود. به همین علت بجز آن شرارت‌ها، باید گفت بعدهای شخصیتی دیگر مهتاب به خودم نزدیک است. البته من بسیار مظلوم‌تر از مهتاب هستم.
▪ این مجموعه در زمان پخش در کانون توجهات قرار گرفت و هر روز نقدهای بسیار زیادی از آن در مطبوعات به چاپ می‌رسید. از اینکه در چنین مجموعه پر سر و صدایی حضور داشتید چه احساسی دارید؟
ـ (قدری تامل می‌کند) مطمئن باشید که هیچ‌وقت پشیمان نخواهم بود. واقعا خوشحال هستم از اینکه اولین تجربه‌ام در کار بازیگری برای خودم و مردم اثری ماندگار شد.
▪ نقدها را چطور دیدی؟
ـ به نظر من «ساعت شنی» یکی از بهترین مجموعه‌هایی بود که تاکنون از تلویزیون پخش شده است. هم از نظر موضوع و هم از نظر بازیگرانی که دور هم جمع شده بودند و این مجموعه را به سرانجام رساندند، اثری شاخص محسوب می‌شود.
▪ طی مدتی که سریال روی آنتن بود از بازی خودتان هم نقدی خواندید؟
ـ متاسفانه نه. چون در طول این مدت اغلب به شدت درگیر امتحاناتم بودم. به همین خاطر اصلا فرصت نکردم که چیزی بخوانم.
▪ وقتی سریال را دیدی احساس کردی پلان یا نمایی از بازی‌ات حذف شده باشد؟
ـ بله.
▪ مشخصا برایمان توضیح می‌دهید؟
ـ در پلانی که می‌دیدیم مهتاب و برادرش در نمایشگاه مینا رازی دعوا می‌کنند مهتاب کتک سختی از برادرش می‌خورد. در ادامه مینا برای دفاع از مهتاب برادر او را می‌زند و بعد مهتاب فرار می‌کند و... این موارد از حذفیات سریال بود. البته یک پلانی که در قسمت آخر سریال جایش خالی بود و حذف شده بود صحنه از دنیا رفتن ملوک بود که...
▪ به کدام یک از این صحنه‌های حذف‌شده دلبستگی بیشتری داشتید؟
ـ صحنه مرگ ملوک.
▪ اگر به عقب برگردیم و امروز قرار باشد در این مجموعه بازی کنید باز هم حاضرید نقش مهتاب را بازی کنید یا اینکه نقش دیگری را در این مجموعه انتخاب می‌کنید؟
ـ مطمئنا باز هم نقش مهتاب را انتخاب خواهم کرد چون واقعا دوستش داشتم.
▪ بازی در کنار بازیگران حرفه‌ای برایتان چگونه بود؟
ـ بسیار خوب و لذت‌بخش بود. خیلی شنیده بودم که بازی در کنار بازیگران معروف و پیشکسوت سخت است،‌اما وقتی خودم در این موقعیت قرار گرفتم اصلا سختی حس نکردم. بیشتر برایم درس بود. مثلا خیلی وقت‌ها در بعضی صحنه‌ها که دچار استرس می‌شدم یا دیالوگی یادم می‌رفت خانم تیموریان با آرامش خاصی با من تمرین می‌کردند و سعی می‌کردند که من به کارم مسلط شوم همین‌طور خانم مقانلو که بسیار به من کمک کردند و من از این افراد توانستم یاد بگیرم که بزرگی تنها به معروفیت نیست. من تک‌تک این افراد را در طول کار اذیت کردم و آنها با صبوری من را تحمل کردند.
▪ ظاهرا برای ادامه این مسیر خیلی راغب هستید؟
ـ بله، بسیار زیاد.
▪ در ادامه از لحظاتی برایمان بگویید که احساس کرده‌اید که اوج بازی‌تان است؟
ـ به نظر من اوجی وجود نداشت. تنها در مواقعی که آقای بهرامیان را کمتر اذیت می‌کردم و صحنه‌ای را بدون کمترین مشکل ضبط می‌کردیم برایم لحظه اوج بود. چون این موضوع برایم بسیار اهمیت داشت.
▪ بازخورد مردم در این مدت چگونه بود؟
ـ خیلی خوب. برایم باورکردنی نبود.
▪ اولین تجربه تصویری‌تان رابا سریالی پرمخاطب و قابل توجه شروع کردید، چقدر در پی این هستید که این موقعیت را در انتخاب‌های بعدی‌تان هم حفظ کنید؟
ـ صددرصد. قبل از اینکه به این کار دعوت شوم فقط برایم مهم بود بازی کنم و برایم فرقی نمی‌کرد که کار خوبی است یا بد و اینکه به چه نتیجه‌ای می‌رسد اما بعد از این مجموعه طی این مدت پیشنهادهای زیادی داشتم. ناخودآگاه تمام نقش‌های پیشنهادی را با مجموعه «ساعت شنی» و شخصیت مهتاب مقایسه می‌کنم و همیشه به خودم می‌گویم نکند نقشی را که قبول می‌کنم به موفقیت قبلی‌ام لطمه بزند؟
▪ می‌خواهید بگویید دچار وسواس شده‌اید و ترجیح می‌دهید گزیده کار کنید؟
ـ بله، سعی می‌کنم این اتفاق بیفتد.
▪ دغدغه بعدی لیندا کیانی بعد از بازیگری چیست؟
ـ درسم. تنها دغدغه زندگی‌ام درسم است. در حال حاضر هم باید خودم را برای کنکور دکترا آماده کنم. دغدغه بازیگری برایم در مرحله بعدی زندگی قرار دارد.

+تاریخ پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 11:38 PM نویسنده سوسکی |

اکتیو شدم امروز بدجور...

موزيك ويديو جديد و زيباي مهدي مقدم و اورمن به نام برو ...

  Wmv 700 kbps    Direct link   Rapidshare

Divx 1400 kbps    Direct link    Rapidshare

+تاریخ سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 5:15 PM نویسنده سوسکی |

سلام!!!

ببین من چه بچه خوبیم تو یه روز ۲ تا آپ می کنم!!!

خب دیگه بریم سراغ آپ:

دانلود ویدیو کلیپ جدید کامران و هومن به اسم خالی

کلیپ جالبیهاولش نوشته بر اساس داستان واقعی!!!

لینک مستقیم

لینک غیر مستقیم(راپیدشیر)

 خب دیگه برین خونه هاتون...بابای

+تاریخ سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 3:12 PM نویسنده سوسکی |

سلام!!!

چیطورین؟؟خوبین؟؟خوش میگذره؟؟

عیدتون مبارک!!!

به قول بعضیا هنوز  بسم الله  نگفته ۲ روز تعطیل شدیم!!!

آخه بگو چی کارمون دارین؟؟!!!!بذارین دلمون به همین تعطیلیا خوش بشه!!!

حسودیتون میشه!!!به ما چه که فقط مدارس و ۵ شنبه تعطیل می کنن!!!

راستی!!دیشب ۹۰ رو دیدن؟؟!!!میدونین سوال نظرسنجیش چی بود؟؟!!!

طبق معمول نمی دونین!!!خودم میگم زیاد به مغزت فشار نیار..!!

سوالش این بود: شما طرفدار کدام تیم هستید؟

۱.ا س ت ق ل ا ل

۲.پرسپولیس

۳.سایر تیم ها

۴.هیچکدام!!!

حالا اگه گفتین نتیجه چی بود؟؟!!!

خب این که نیازی به گفتن نداره معلوم طرفدارای پرسپولیس بیشترن!!!

ا س ت ق ل ا ل ۳۵٪

پرسپولیس ۶۱٪

سایر تیم ها ۳٪

هیچکدام ۱٪

چیه؟؟...باورت نمیشه؟؟...واقعیت ....باید باور کنی!!! البته من خودم می دونستم پرسپولیسیا بیشترن ولی نه اینقدر....آمار و دیدم حال کردم...ای ول به طرفدارای پرسپولیس!!!

خب بریم سراغ آپ امروز:

آهنگ Can You Hear Me برای جام ملت های اروپا Euro 2008 از انریکه

این آهنگ زیبا که سال ۲۰۰۸ توسط انریکه وبه درخواست کمیته برگزاری مسابقات فوتبال جام ملت های اروپا Euro 2008 ساخته شده در اختتامیه این بازی ها به صورت لایو اجرا شد.آهنگ ریتم شاد ،پویا و زیبایی دارد.امیدوارم از شنیدن آن لذت ببرید.حتمآ باز هم از این کارها بهش پیشنهاد خواهد شد.

فرمت MP3 / کیفیت : 128 KBps

دانلود آهنگ

فرمت : WMA / کیفیت : 64 KBps

دانلود آهنگ

 

آهنگش خیلی قشنگه..حتما" دانلود کنین!!!

بابای

+تاریخ سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 2:35 PM نویسنده سوسکی |

سلام خدمت دوستای گلم!!!

راستش دلم براتون تنگ شده بود!!!

البته این دفعه آپم نه فوتبالیه نه حرف نه عکس!!!

البته اگه یکم مخ داشته باشین که ندارین از عنوان می فهمی

حالا بذارین یکم حرف بزنم!!!

خب...خوبین؟؟؟خوش میگذره؟؟؟...با درسا چی کار میکنین؟؟

چی؟؟....آهان...کار خاصی نمی کنیناینم خودش خیلیه!!!

امروز ما عربی و ادبیات و زبان داشتیم!!!

خیلی باحاله نه زنگ اول عربی حرف بزن...زنگ دوم فارسی ...زنگ سوم انگلیسی

تهِ برنامه ست!!!تازه فردا هم ریاضی و ریاضی و ورزش داریم

آخ که چه برنامه باحالی!!! ۴شنبه ها هم ۲ زنگ ادبیات داریم!!!

این یعنی بدبختی از هر ناحیه ای که فکرشو کنی!!!

یه پیام بهداشتی هم واستون می ذارم یکم حال کنین:

 

منت کنکور را عز و جل که درس خواندنش موجب عزلت است و به تست اندرش مزید فرقت!

هر کلمه ای که فرو میرود مخل حیات است و چون بر می آید وبال ذات!

پس در هر کلمه ای دو نکته موجود است  و بر هر نکته ای تستی واجب!

از هوش و کمال که بر آید              کز عهده ی تستش به در آید

 منبع: www.hades1011.blogfa.com

خب دیگه از این برنامه های خوشکل بگذریم بریم سراغ آپ امروز:

 دانلود آلبوم جدید شوک از فرزاد فرزین:

برای دانلود بر روی لینک های زیر راست کلیک کرده و بر روی save to download folder یا save target as... کلیک کنید!!!

شوک

بن بست

بازیگر

یادمه

گیج

تاج ترانه

شوک-ریمیکس

بمون

به تو مدیونم

بعد تو

می بخشمت

من و تو - ریمیکس

 

خب دیگه امیدوارم خوشتون اومده باشه!!!البته غلط می کنی خوشت نیاد!!!

خب دیگه کاری ندارین؟؟؟

پس تا بعد

پ.ن: لینک های دانلود مستقیم هستند اما فایل ها ی دانلودی زیپ هستن!!!

+تاریخ یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 3:3 PM نویسنده سوسکی |

سلام

روز آخر آقاجون منو کنار کشید گفت: سوسکی.

گفتم:بله آفاجون...بذارید دستتون و ببوسم.

گفت:نه نمی خواد....تو باید هر بار پرسپولیس برد توی وبلاگت یه آپ در این مورد بکنی.

گفتم:چشم آقاجون.

این شد که اومدم آپ کنم

دیروز پرسپولیس ۲ ۰ از پگاه بردبزنید دست و به افتخارش...

دست دست دست....شله شله...

دست و بزن به افتخار نیکبختی که تو تماشاچیا نشسته بود

حالا حالا ها باید دست بزنید

بزن دست و به افتخار آقای گل خودمون که ۲ تا پنالتی هم خراب کردکریم باقری

دست و بزن به افتخار برد آینده ما مقابل ا س ت ق ل ا ل

دست بزن به افتخار عکسایی که می خوام براتون بذارم

این عکس بروبچز خفن پرسپولیس

  

دست بزن به افتخار علی کریمی خودمون که همه منتظرش بودیم!!!

دست بزن به افتخار کریمی که از بین ۳ نفر سالم بیرون اومد

 

دست و بزن به افتخار توره جووون که گل توپ زد!!!

 

دست و بزن به افتخار ۲ گلزن بازی!!!!چقدر هم به هم میان!!!

 

دست بزن به افتخار پترویچ که کرنر هایی که می زد خداییش تک بودن!!! 

دست و بزن به افتخار نتیجه بازی!!!

دستات سرخ شدن آره...؟؟؟

ای دروغ گو....تو که داشتی فقط می خوندی همش من داشتم دست می زدم...

ااااا راستی مدرسه چطور بود؟؟؟

خوش گذشت با بلاهای جون دانش آموز(دبیرهای محترمه)!!

به من که بد نگذشت!!!

حالا حالا ها باید بسوزیم و بسازیم با بلاها!!!

خب دیگه کاری ندارین؟؟؟

اگه کار هم داشتین من نمی موندم چون کار دارم می خوام برم!!!

 

دیدی چی شدامید خدا ۵/۰ نمره ازم کم کردای بترکی!!!

 

نفهمیدی واسه چی؟؟؟واسه تکرار کلمه کار!!!

 

امیدخدا دبیر ادبیات مونهمی کشمت!!!()

 

خب دیگه برم تا بیشتر کم نکرده!!!

 

بابای

+تاریخ جمعه پنجم مهر 1387ساعت 6:27 PM نویسنده سوسکی |

سلام!!!

خوش گذشت امروز مدرسه؟؟؟

به من که خیلی خوش گذشت!!کلی حال کردیم!!!!

حوصله حرف زدن و ندارم!!!

بریم سراغ آپ امروز:

بیوگرافی:

نام:رابرت هافمن

لقب:باب

تاریخ تولد:۲۱سپتامبر ۱۹۸۰

محل تولد:Gainesville, Florida

قد:۱۸۸

۱ برادر و ۲ خواهر کوچکتر تر خودش دارد.او در فلوریدا به دنیا آمده اما در سن ۷ سالگی به madison Alabama نقل مکان کردند.

 

همین دیگه ...بسه برین عکسا رو ببینین!!!

36 تا عکس گذاشتم!!!خیلی خسته شدم...تازه خیلی هم گرسنمه!!!!

  

   

  

  

   

  

  

  

  

  

   

     

 میدونم که خیلی حال کردین

منتظر آپ های بعدی من باشید!!!

خدافظ همگی....

قربان شما :سوسکی

+تاریخ سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 4:57 PM نویسنده سوسکی |